• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : 26 - ذو الحجة - 1442
  • برابر با : Wednesday - 4 August - 2021
3

مدافع حرمی که کاپشنش زودتر ترکش خورد

  • کد خبر : 2997
  • 17 فروردین 1400 - 16:25
مدافع حرمی که کاپشنش زودتر ترکش خورد
شهید رضی روزهای آخر عملیات که به عنوان نماینده محور حلب خدمت می‌کرد. در یک درگیری،‌ در مکانی کاپشنش را در آورد و بعد از اینکه ۲۰۰ متر جلوتر رفت، صدای خمپاره شنید. وقتی به جای اول برگشت دید، خمپاره دقیقاً روی کاپشنش خورده است.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آستان‌خبر؛ یازده روز مانده به عید نوروز سال ۶۱ در تهران به دنیا آمد. هفت سالش که شد همراه خانواده راهی آستانه‌اشرفیه شدند و دوران نوجوانی و جوانی‌اش را در این شهر استان گیلان سپری کرد. وقتی از او پرسیدند چرا اینقدر اصرار داری به سپاه بروی؟ در جواب گفت: چون می‌خواهم شهید شوم. بعد از اینکه از دانشگاه امام حسین (ع) فارغ‌التحصیل شد. در تیپ میرزا کوچک خان مسؤول عملیات شد.


آقا جمال و لبخند همیشگی

اسم همه پسرانم را «محمد» می‌گذارم

آقا جمال از صدای خوبی برخوردار بود. مکبر و مؤذن هم بود. در همان مسجد نیمه گمشده‌اش را پیدا کرد و به مادرش گفت برایش به خواستگاری برود. در ۲۴ سالگی پای سفره عقد نشست و ثمره ازدواجش با زینب ربیع‌پور، دو فرزند به نام محمدطاها (متولد ۸۹) و محمدحسین (متولد ۹۳) است. به اسم «محمد» خیلی علاقه داشت و می‌گفت هر چند تا پسر داشته باشم، باز هم اسم او را محمد می‌گذارم.

در روز خواستگاری به همسرش گفت که من پیش از شما با شغلم ازدواج کرده‌ام، البته دوست دارم وقتی وارد منزل می‌شوم همسرم با لبخند در را باز کند. آقا جمال بعد از اینکه سر خانه و زندگی‌اش رفت، خودش بیش‌تر عامل بود. چرا که از بس حواسش به خانواده بود، بین بقیه دعوا راه افتاده بود که ببینید چقدر آقا جمال هوای همسرش و بچه‌ها را دارد.


محمدطاها و محمدحسین بر سر مزار پدر

هدیه آقا جمال برای خانواده

تیکه کلام آقا جمال همیشه «ببخشید» بود. بسیار با احساس، متواضع و مهربان بود. اهل گل خریدن بود و به همین خاطر همه گل‌فروشی‌های محل او را می‌شناختند. وقتی از مأموریت هم بر می‌گشت حتماً برای همسرش گل می‌خرید. به بقیه هم سفارش می‌کرد که حتماً‌ این کار را انجام دهند.

آقا جمال همچنین خیلی مقید به رعایت مسائل شرعی در مهمانی‌ها بود و اگر موفق نمی‌شد که مشکل را مرتفع کند، هدیه‌ای به آن مجلس می‌فرستاد و با نرفتنش مخالفتش را ابراز می‌کرد. همیشه نمازش را اول وقت می‌خواند. نماز جمعه‌اش هم ترک نمی‌شد و گلزار شهدای آستانه هم میعادگاه او برای خواندن دعای ندبه در صبح روز جمعه بود.


آقا جمال در میان مدافعان حرم

جوابی که فقط لبخند بود

آقا جمال خودش را لایق شهادت نمی‌دانست و می‌گفت: اگر خدا بنده‌ای را دوست داشته باشد، او را به بهترین شکل پیش خود می‌برد. البته اگر پیمانه عمر کسی پر شده باشد. در هر شرایطی باشد روحش پرواز می‌کند.

آذر سال ۹۳ برای اولین‌بار از تهران به حلب اعزام شد. این مأموریتش ۶۰ روز طول کشید. زمان اعزام اول، محمدحسین‌اش تنها ۲۸ روز داشت. این مأموریت‌ رفتن آقا جمال صدای یکی از اقوامش را در آورده بود که تو ماشین داری، خانه داری، زن و بچه هم داری، برای چی می‌خواهی به سوریه بروی؟ و او فقط لبخند زد. از سوریه هر شب با خانواده‌اش تماس می‌گرفت. از چیزهایی که دیده بود با گریه برای همسرش تعریف می‌کرد.

خمپاره‌ای که عاشق کاپشن بود!

روزهای آخر عملیات که به عنوان نماینده محور حلب خدمت می‌کرد. در یک درگیری،‌ در مکانی کاپشنش را در آورد و بعد از اینکه ۲۰۰ متر جلوتر رفت، صدای خمپاره شنید. وقتی به جای اول برگشت دید، خمپاره دقیقاً روی کاپشنش خورده است.

آقا جمال که باز هم لبخند بر لب دارد

یکی از همرزمانش تعریف می‌کرد: مثل یک پروانه به دور بچه‌ها می‌چرخید. با اینکه مسؤول عملیات بود، وقتی کم‌ و کسری می‌دید خودش وارد گود می‌شد. می‌گفت: حاجی مهمات کم است، می‌روم از پایین بیاورم. بعد دیدند خبری از آقا جمال نیست. با بچه‌ها رفته بود که مهمات را بیاورد. خودش و یک نفر از اعضای گردان مهمات را کول کرده بودند و می‌آوردند. خلاصه هر کاری از دستش بر می‌آمد،‌ در آن بحبوحه عملیات انجام می‌داد. حتی به بچه‌های آشپز گردان هم کمک می‌کرد و هر کسی هم نمی‌توانست تشخیص بدهد که فرمانده عملیات کی هست!

۱۱ سالی که در سپاه بود و بارها به مأموریت رفته بود. هیچگاه وصیت‌نامه ننوشت. وقتی همراه خانواده از لنگرود به خانه آمد، گفت: می‌خواهم وصیت‌نامه بنویسم. رفت داخل اتاق و در را بست. قبلاً‌ گفته بود کسی که وصیت‌نامه بنویسد دیگر بر نمی‌گردد! همسرش اعتراض می‌کند که با این اعتقاد اگر داری می‌نویسی، ننویس. وصیت‌نامه را در ۱۶ بهمن ۹۴ نوشت و رفت. سرانجام یک روز بعد از سیزده بدر یعنی روز ۱۴ فروردین ۹۵ به شهادت رسید.


عکس یادگاری خانواده شهید جمال رضی با حاج قاسم

سردار شهید قاسم سلیمانی بعد از شهادت جمال رضی در حاشیه گرامیداشت شهدای مدافع حرم گیلانی با خانواده‌اش دیدار کرده بود. از پدر آقا جمال خواسته بود که برای او نیز دعا کند تا مانند پسرش شهید شود.

درباره شهید

شهید مدافع حرم جمال رضی روز ۱۴ فروردین ‌ماه ۱۳۹۵ در سن ۳۵ سالگی در جریان عملیات مستشاری در استان حلب، شمال کشور سوریه به فیض شهادت نائل آمد و پس از تشییع با شکوه در رشت و آستانه ‌اشرفیه در گلزار شهدای آستانه ‌اشرفیه به خاک سپرده شد.

شهید مدافع حرم «جمال رضی» متولد 19 اسفند سال 1360 در تهران است. او که از هفت سالگی به همراه خانواده برای زندگی به یکی از روستاهای آستانه اشرفیه رفت، مقاطع تحصیلی را در آنجا گذراند. او در سال 1384 با «زینب ربیع‌پور» ازدواج کرد که ماحصل آن دو فرزند پسر است.

وی در آذر سال 1393 برای دفاع از حرم آل الله به سوریه رفت. در اعزام دوم پس از حضور 58 روزه در این کشور سرانجام در 14 فروردین سال 1395 به شهادت رسید. در ادامه نکاتی از زندگی و خصوصیات اخلاقی این شهید را از زبان همسرش می‌خوانید.

تحویل سال ۱۴۰۰ در کنار مزار پدر

درباره نحوه شهادت او گفته شده که در عملیاتی که برای گرفتن تپه العیس اقدام کردند. بعد از اتمام متوجه می‌شوند که چند نفر از نیروها نیستند که شهید جمال رضی و شهید سعید مسافر با آمبولانس رفتند تا زخمی‌ها را بیاورند که ماشین مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و هر دو نفر به شهادت رسیدند.

انتهای پیام/4200

لینک کوتاه : https://astankhabar.ir/?p=2997

برچسب ها

نوشته‌های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تأیید منتشر می‌شود.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نمی‌شود.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نمی‌شود.

برچسب‌ها
آستانه‌ اشرفیه آستانه‌اشرفیه ابراهیم افشاری ابراهیم نجفی اسپیلی احمد آقایی امام‌جمعه آستانه‌اشرفیه امام‌جمعه آستانه‌اشرفیه،حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد طیبی انتخابات انتخابات شورا انتخابات شورا،انتخابات،هیئت نظارت آستانه‌اشرفیه انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس بادام‌زمینی برجام برنج آستانه‌اشرفیه جشنواره ابوذر حجت‌الاسلام والمسلمین ولی عادلی حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد طیبی حمید رضایی رئیس اداره جهاد کشاورزی شهرستان آستانه‌اشرفیه رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه گیلان رئیس منابع طبیعی و آبخیزداری آستانه‌اشرفیه،مهرداد کهنسال رسول فرخی میکال سارا بهمنیار،تیم ملی کاراته ستاد مبارزه با کرونا گیلان سرهنگ حمید محمدی‌نسب شورای ائتلاف نیروهای انقلاب عظیم مدبری علیرضا محزون فرماندار شهرستان آستانه‌اشرفیه فرمانده انتظامی شهرستان آستانه‌اشرفیه فرمانده سپاه قدس گیلان فرهاد شوقی چهارده قاچاق چوب قیمت کود محمد دادرس مدیرکل شیلات گیلان مدیرکل هواشناسی گیلان مسعود امیربنده‌ای مواسات نمازجمعه واکسن کرونا پل کابلی آستانه‌اشرفیه کرونا در آستانه‌اشرفیه کرونا در گیلان گیلان