شهردار آستانهاشرفیه توپ انتقادات را در زمین شورا انداخت
به گزارش آستانخبر؛ انتشار گفتوگوی اخیر شهردار آستانهاشرفیه دربارهی عملکرد عمرانی مجموعه تحت مدیریتش، گرچه با هدف «پاسخ به ابهامات رسانهها» انجام شد (اینجا)، اما بیش از آنکه روشنگر باشد، پرسشهای تازهای را پیش روی افکار عمومی قرار داد.
شهردار در سخنان خود مدعی شده که حجم اقدامات عمرانی در ۲ سال اخیر، «در ۲۰ سال گذشته بیسابقه» بوده است و فهرستی بلند از خیابانها، بنبستها و پروژههای جزئی را بهعنوان نمونه ارائه کرده؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا فهرست کردن پروژهها بهمعنای پیشرفت واقعی مدیریت شهری است؟
شهروندان امروز بهدرستی انتظار دارند که شهرداری، بهجای برشمردن نام معابر، گزارشی مستند، عددی و قابلراستیآزمایی از پیشرفت فیزیکی پروژهها، میزان هزینهکرد، نحوهی تأمین منابع و اثرات این اقدامات بر کیفیت زندگی شهری ارائه دهد. وقتی گفته میشود «پروژهها در ماههای اخیر دچار وقفه نشده و حتی رشد یافتهاند»، لازم است مشخص شود که این رشد دقیقاً در کدام شاخص قابل مشاهده است: در سرعت تکمیل پروژهها؟ در افزایش جذب سرمایهگذار؟ در رضایتمندی عمومی؟ یا فقط در آمار روی کاغذ؟
واقعیت این است که بخش عمدهی سخنان شهردار، بیشتر رنگ «گزارش روزمرگی» دارد تا استراتژی توسعه. آسفالت چند کوچه، نصب چند سرچراغی و رنگآمیزی دیوارها، گرچه ارزش خدماتی دارد، اما نمیتواند پاسخگوی انتظارات از یک مدیریت شهری توسعهمحور باشد. شهری که سالها با پروژههای نیمهتمام دست و پنجه نرم میکند، بیش از هر چیز نیازمند چشمانداز، برنامهریزی و سرمایهگذاری پایدار است، نه فهرست اقدامات پراکنده.
جالب آنکه شهردار در بخشی از سخنان خود گفته است: «هیچگاه اندیشه جایگاه بالاتر، انگیزه مرا از خدمت به مردم کم نکرده است» همین جمله بهتنهایی نشان میدهد که چنین اندیشهای وجود داشته و در ذهن او مطرح بوده و در واقع، وقتی مدیر شهری ناچار است از «فکر جایگاه بالاتر» سخن بگوید، یعنی این مسئله در افکار عمومی و درون مجموعه شهرداری تا حدی جدی شده که خود او هم نمیتواند از کنارش بیتفاوت عبور کند. چنین رویکردی، حتی اگر به عمل منجر نشود، بهطور طبیعی بر تمرکز، انگیزه و پویایی مدیر اثر میگذارد و میتواند یکی از دلایل رکود در تصمیمگیریهای اخیر باشد.
از سوی دیگر، اگر چنین است، چرا نشانهای از پویایی و انگیزه در تصمیمات مدیریتی شهرداری دیده نمیشود؟ چرا بخش خصوصی و پیمانکاران از نبود اطمینان و ثبات در فضای کاری گلایه دارند؟ چرا جریان جذب سرمایه در شهر تقریباً متوقف شده است؟ اگر همه چیز بر مدار «وفاق و همدلی» است، این سکون و بیتحرکی از کجا آمده؟
پاسخ احتمالی را باید در همان نکتهای جست که شهردار تلاش دارد آن را به سوی دیگری هدایت کند: خلأ تصمیمگیری در شورای شهر. شورایی که قرار بود ناظر و مطالبهگر باشد، در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری در سکوت و انفعال فرو رفته است. این سکوت، اگر ناشی از رضایت کامل از عملکرد شهردار باشد، باید با مستندات و گزارشهای قابل دفاع همراه شود و اگر از روی مصلحتاندیشی یا بیتفاوتی است، باید هشدار داد که این انفعال، بزرگترین ضربه را به اعتماد عمومی وارد میکند.
در واقع، با انتشار این اظهارات، شهرداری عملاً توپ را به زمین شورای شهر انداخته و اگر ادعای شهردار مبنی بر آنکه انگیزهاش برای خدمت به مردم کاهش نیافته، واقعیت دارد، پس این شورا باید توضیح دهد که چرا باوجود این انگیزه، وضعیت مدیریت شهری و اجرای پروژهها چنین کند و مبهم است.
اکنون انتظار میرود اعضای شورای اسلامی شهر، بهعنوان نهاد ناظر و تصمیمساز، از حاشیه سکوت خارج و با رویکردی شفاف و مستند، موضع خود را نسبت به ادعاهای مطرحشده اعلام کنند. اگر روایت شهردار از وضعیت شهر و میزان پیشرفت پروژهها مورد تأیید شوراست، این تأیید باید بر پایهی گزارشهای رسمی و قابلسنجش بیان شود و اگر شورا دیدگاه متفاوتی دارد، شایسته است با صراحت و در چارچوب مسئولیت قانونی خود، راهکار اصلاحی ارائه دهد. تداوم این وضعیت مبهم، که در آن رکود، ابهام و ادعای پیشرفت در کنار هم جریان دارد، نه به نفع شهرداری است و نه به سود اعتماد عمومی؛ بلکه تنها موجب فرسایش سرمایه اجتماعی و توقف روند توسعهی آستانهاشرفیه خواهد شد.
این را هم باید اضافه کرد در شرایطی که شهردار با اطمینان از کارنامهی «بیسابقه» خود سخن میگوید، افکار عمومی این پرسش را مطرح میکند که اگر این حجم از پروژهها در حال اجراست، چرا نشانهی ملموسی از رونق اقتصادی، اشتغال شهری یا جذب سرمایهگذار تازه در شهر دیده نمیشود؟ اگر پروژهها واقعا بدون وقفه پیش میروند، پس مطالبات معوق پیمانکاران از کجاست؟ اگر فضای اعتماد کامل برقرار است، چرا بخش خصوصی وارد میدان نمیشود؟
البته ناگفته نماند یکی از دلایل اصلی رخوت مدیریت شهری در سالهای اخیر، تضعیف ساختار و قدرت اجرایی شهرستان است تاجایی که توان مدیریت در سطحی پایین قرار گرفته که انجام امور و خدمت به مردم، به جای تبدیل شدن به فرآیندی پویا و هدفمند، عملاً به بازی پاسکاری مسئولیتها بین شهرداری و شورا مببدل شده و در چنین شرایطی، نه امکان تمرکز برای جمعکردن اوضاع وجود دارد و نه فرصتی برای تزریق انگیزههای توسعهای و در نتیجه پروژهها و تصمیمگیریهای کلان شهری با کندی و بیثباتی مواجه میشوند، حتی زمانی که به ادعای شهردارف اراده و انگیزه وی علیرغم فکر کردن به جایگاه بالاتر کم نشود.
انتهای خبر/۴۲۰۰